ارشیا جونمارشیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 12 روز سن داره

ارشیا عشق کوچولوی منو بابایی

محرم امسال

1392/9/7 20:51
نویسنده : مامان سمیه
254 بازدید
اشتراک گذاری

چند سالی میشد دلم میخواست محرم بریم مشهد ولی هر سال نمیشد. آخه بابایی چون از بچگیش محرم اینجا بوده ، اینجا رو بیشتر دوست دارهخیال باطل

تا اینکه امسال وقتی دیدم آقاجون اینا دارن میرن مشهد ، منو تو هم با هاشون راهی شدیم. چهارم محرم رفتیم و چهاردهم برگشتیم. آخ که چقد خوش گذشت. ناگفته نمونه که آقاجون اینا هنوز برنگشتن (خوش به حالشون ناراحت)

محرم اونجا رو دوست داشتم. همین که یه تنوع بود و با سالای قبلمون فرق کرد خیلی خوب بود. بیشتر از همه نماز جماعتایی که با مامان میرفتم خیلی چسبید.معلوم نیست چند ساله نرفتم نماز جماعت!  نه ....نه ....یادم اومد ...رفتم....همین عید...نماز جماعت  تو حرم پیامبر ....نماز جماعت رو به روی کعبه.....

واااااااای دوباره هوایی شدم... از صبح که مامان زنگ زد و گفت واسه اسفند ثبتنام کردن واسه مکه،  بدجور هوایی شدم.کاش میشد یه جوری باهاشون برم. ولی هیچ راهی نداره.میدونمگریه

خیلی حالم گرفتست... کلی واسه امسال برنامه ریخته بودم واسه رفتنمون ولی همش هدر رفت...حیفففففففففففف ... خداجون دمت گرم! چرا دعوتمون نکردی؟ناراحت

اشکالی نداره...من پررو اَم...منتظر می مونم!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

M:M ܓܨ☆
7 آذر 92 20:59
سلام خسته نباشي منم يک وبلاگي دارم که تمام مطالبش مفيد هست يعني واقعا مفيده ازجملات زيبا گرفته وتصاويروکدآهنگ و تا همه چي هست لطف کن بيا بهم سربزن ونظرت رودرمورد وبلاگ بگو چون واقعا نظر شمابرام مهمه منتظرم البته ما توقع داريم که شما هميشه بياين سربزنيدهااا درضمن کارطراحی داشتین درخدمتم رایگان..لوگو بنر هرچی
اركيده صورتی
8 آذر 92 2:51
ای بابا خواهر چقدر تعارف ميكنی! والا انقدر كه تو حساسی آدم معذب ميشه ميگه نكنه دوست نداری اين نزديكی رو! من كه با آغوش باز و كمال ميل دوباره پذيرای دوست پسرم! هستم. راستی منظورم از چی بهتر از اين؛ اين بود كه چی بهتر از اين كه عشقم انقدر به فكر خاله شه! خدايی نكرده فكر نكنی گفتم چی بهتر از اين كه توروكشته ها! خدا قسمت و روزی همه آرزومندا بكنه اين سفرو.....همينطور من و شما؛ انشالله
مامان سمیه
پاسخ
آخه نکه بار اول بود میذاشتمش خیلی نگران بودم بابت بهونه گیری هاش.ولی از این به بعد خیالم راحت باشه پس. واسه اسی هم که زدی خودم گرفتم چی گفتی. انشالله عزیزم ...من که دارم رسما دیوونه میشم
یک مادر
15 آذر 92 19:22
سلام گلم از کمکهای خوبت خیلی ممنونم خیلی خوب و مهربونی برم حتما یادت میکنم در پناه حق
مامان سمیه
پاسخ
خواهش میکنم.قابلی نداشت!
اركيده صورتی
21 آذر 92 0:19
سميه ! عزيزم ! كجايی دخترم؟ چرا نميايی آپ كنی؟ دلم تنگيده خب!
مامان سمیه
پاسخ
سلام عزیززززززززم. خوبی؟ موضوعی نمیابم که آپ کنم.ارشیا سوژه بده دستم بازم میام. ممنون که سر میزنی.